بازگشت به صفحه اول
 |  درباره ايران امروز  |  تماس با ايران امروز  |  آگهی در ايران امروز  | 
  |   صفحه اول   |   خبرهای روز   |   سياست   |   انديشه   |   فرهنگ و ادبيات   |   جامعه   |   محیط زیست   |   RSS   |  

«مقابله با تَحَجُر، دردی مشترک از گذشته تا کنون»

دکتر میرحمید سالک


iran-emrooz.net | Sun, 25.09.2011, 11:50

ورودی بر رسالۀ دلالت الحائرین (راهنمای سرگشتگان) شاهکار فیلسوف فرزانه، موسی ابن مایمون
به مناسبت انتشار ترجمۀ فارسی رسالۀ دلالت الحائرین - راهنمای سرگشتگان
و "شرحی بر دلالت الحائرین"

شارح و مترجم: شیرین‌دخت دقیقیان


سال گذشته که توفیق آن را یافتم کتاب پرمحتوای نردبانی به سوی آسمان، نیایشگاه در تاریخ و فلسفۀ یهود، اثر شیرین دخت دقیقیان را بخوانم، همیشه احساس جای خالی اثری پربارتر از ایشان را داشتم. این انتظار چندان طولانی نشد. تا چند روز دیگر اثری چهار جلدی از این نویسنده، مترجم و محقق ارزشمند بر روی میز کتاب فروشی‌ها قرار خواهد گرفت. اثری که نیاز به وجود آن، بر تشنگی عاشقان عالم کتاب می‌افزود. شاهکاری که به اغلب زبان‌های مطرح دنیا ترجمه شده و کمبود آن در میان کتاب‌های فارسی‌زبان همیشه احساس می‌شد. به همت این بانوی دانشمند، ترجمۀ دقیق و کامل رسالۀ دلالت الحائرین، راهنمای سرگشتگان، به همراه شرحی خواندنی، به زبان فارسی و انگلیسی، به قلم دقیقیان به زیور طبع آراسته شده، ظرف چند روز پیش رو روانۀ بازار خواهد شد. این رساله، که یکی از مفاخر فلسفی و علمی بشر محسوب می‌شود، خدمات شایانی به پیشرفت انسان‌ها در عرصۀ تطور تفکر بشری، به ویژه در دوران رنسانس و عصر روشنگری داشته است.

موسی ابن مایمون، یا آن گونه که غربیان خطابش می‌کنند رمبام ، نویسندۀ رسالۀ دلالت الحائرین، بدون شک یکی از بزرگترین اندیشمندان جهان است. کسی که چون افلاطون، ارسطو، ابن سینا، فارابی و ابن رشد تأثیرات شگرفی بر اندیشه‌های انسان‌های عصر خود و آینده گذاشت. شخصیتی که ویل دورانت در اثر جاودان خود، تاریخ تمدن، جلد عصر ایمان، از او به عنوان "بزرگترین رجل یهودی قرون وسطی" نام می‌برد. وی در همین کتاب جمله‌ای را نقل می‌کند که در میان یهودیان بر سر زبان‌ها بوده است؛ "از موسی تا موسی کسی چون موسی پدید نیامد" این جمله بر جایگاه و پایگاه این اندیشمند بزرگ یهود اشاره دارد.

این دانشمند بزرگ در قرطبه یا کوردووا، بخشی از اسپانیای امروز، چشم به جهان گشود. وی هم زمان با سقوط خلافت امیران مسلمان آن منطقه و فروکش کردن دوران شکوفایی حکومت کوردووا، به همراه خانواده، ناچار به ترک شهر و دیار خود شد. اما این آوارگی مانع از آن نشد که وی، که به قول ویل دورانت در تاریخ تمدن، فصل عصر ایمان، در کودکی از مدرسه بیزار بود، نامش در تاریخ دانش بشری ثبت شود. وی به واسطۀ بهره بردن از خانواده‌ای اهل علم، هوش و نبوغ ذاتی، و تلاش فراوانی که به خرج داد، ستارۀ اقبالش در جهان علم چندان درخشان و عالم گیر شد که تا به امروز اهل علم از تشعشع انوار آن بهره مند بوده است. هگل فیلسوف معروف دربارۀ ابن مایمون می‌گوید: « بعضی از دانشمندان همانند گره‌هایی در درختِ تکاملِ بشـری می‌باشند. آنها گره‌های تمرکـز و جمع آوری تمام میـراث‌های گذشتـه و نیـز گره‌های آغازین برای دوران آینده می‌باشند. در تاریخِ اندیشۀ قرون وسطی این گفته دربارۀ هیج متفکری بیشتر از مشه بن مایمون صادق نیست. او در اصل، خالقِ روشِ سنتز است. او تمام دست آوردهای گذشتۀ یهودیت را جمع آوری و خلاصه کرده و همزمان، پرتوی نبوغ خود را بر نسل‌های آینده نیز افکنده است، گام‌های آنها را رهبری کرده، راه را بر ایشان روشن و از این طریق آنها را به سوی والاترین آرمان‌های بشری رهنمون بوده است». یکی از این شعاع‌های نورانی اثری جاودانه است که به کوشش دقیقیان در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است.

ویل دورانت معتقد است راهنمای سرگشتگان یکی از شدیدترین طوفان‌های فکری را در قرن سیزدهم به پاکرد. بسیاری از متفکران مسیحی چون توماس آکویناس و مایستر اکهارت و در دوران مدرن، پدران اگزیستانسیالیزم، کی یر کگرد و لئو استروس، مبانی فلسفۀ او را از نوشته‌هایی نظیر دلالت الحائرین ، فرا گرفتند. روشنگرانی ازجمله اسپینوزا، دکارت، کانت و هگل برخی از دیدگاه‌های او را از آثاری چون همین رساله برگرفته، آنها را گسترش دادند. گزارۀ مشهور دکارت " می‌اندیشم پس هستم" اولین بار در فصل اول، بخش ۵۳ دلالت الحائرین (صفحه‌های ۲۰۸ و ۲۰۹ همین ترجمه) به صراحت بیان شد و فیلسوف آلمانی قرن بیستم، اریش اوئرباخ این اقتباس را گوشزد کرد. این اثر بزرگ فلسفی به راحتی توانسته است مورد توجه طیف‌های مختلفی از مخاطبان قرار بگیرد. دریغ بود که خوانندگان ایرانی از دسترسی به متن فارسی چنین اثر با ارزشی محروم بمانند. تلاش بی همتای مترجم و شارح ایرانی این اثر معروف، به این انتظار پایان داد.

«هر کسی نقش خویش را بیند بر آب»

دلالت الحائرین به مانند چشمه‌ای صاف و بی‌غل و غش می‌تواند سیراب کنندۀ کسانی باشد که تاریخ تطور اندیشۀ بشری را در یکی از دوره‌های مهم تاریخی تعقیب می‌کنند. ابن مایمون این اثر خود را در برهه‌ای از زمان به رشتۀ نگارش درآورد که دوران شکوفایی تمدن اسلامی در معرض خطر قرار گرفته، حکومت دانش پرور خلفای قرطبه جای خود را به فرقۀ بنیادگرایی چون المحاد یا الموحدون داده بودند. هم زمان با آن به آهستگی سایۀ سنگین خشم، تحجر و استبداد دینی بر سرتاسر حیات بشری گسترده می‌شد. به نظر می‌آید کسانی چون ابن مایمون و ابن رشد، برفراز این گرهگاه تاریخی ایستاده، نظاره گر این سقوط و هبوط بشری بودند. این دو اندیشمند تا آخرین لحظه‌های ممکن، با توجه به دورنمای تاریک تحجر و خشک اندیشی، از خود میراثی به جا گداشتند که تا قرن‌های متمادی مورد مداقه و تجزیه وتحلیل بسیاری از دانشمندان قرار گرفته است.

با همین روشن بینی و افق دید گسترده بود که در دلالت الحائرین این فرصت پیش آمد تا هسته‌های خردگرایی شکل بگیرد. این هسته‌های روشنگری چندین قرن بعد، پس از پایان یافتن دوران سیاه قرون وسطی، در عصر نوزایی، بار دیگر سر برآورده، تفکراتی را بنیان نهاد که انسان عصر مدرن، سال‌ها است از آبشخور فکری آنها سیراب می‌شود. این هستۀ خردگرایی در افکار ابن مایمون آنگاه مشهود می‌شود که در فصل اول، بخش ۳۴به شاگرد خود تذکر می‌دهد:

«شکی ندارم که می‌دانی فراگیری علم نجوم و امور مربوط به افلاک و علوم طبیعی به فهم رابطه میان جهان و تدبیر الهی آن گونه که هست و نه بر اساس تخیل ضرورت دارد. همچنین، برخی موضوع‌های نظری، هر چند راه را برای پرداختن به علم الهی نمی‌گشایند، ولی ذهن ما را در جهت استنتاج و تشخیص حقیقت و امور حقیقی تعلیم و تربیت می‌دهند. این گونه مباحث، ابهام موجود در ذهن بیشتر افراد در گیر در مطالعات نظری را که امر عارض را با امر ذاتی اشتباه گرفته‌اند و نیز دیدگاه‌های نادرست ناشی از آن را بر طرف می‌کنند. فایدۀ دیگر، بازنمایی این مباحث است، آن گونه که هستند، حتی اگر به هیچ رو به علم الهی مربوط نباشند. این مباحث از دیگر جنبه‌ها نیز خالی از فایده نیستند و دارای نکاتی هستند که به این علم ختم می‌شوند. درنتیجه، فرد جویای کمال انسانی باید ابتدا منطق بیاموزد، سپس رشته‌های گوناگون علم ریاضییات به ترتیب، در پی آن، علوم طبیعی و در نهایت، علم الهی.»

در کنار آن، بازآفرینی مبانی هرمنوتیک در این اثر متبلور می‌شود. وی هدف اصلی خود از نگارش این کتاب را در مقدمهء فصل اول چنین تبیین می‌کند: «هدف اصلی من در این رساله شرح برخی از واژه‌های توراه و کتب انبیا است. دسته‌ای از آن‌ها واژه‌های چند معنای ("اسما مشترکه" در متن اصلی رساله به زبان عربی) هستند و از این رو جاهلان از معناهای متعدد این گونه واژه‌ها، تنها یکی یا برخی را که اشتباه هستند، برمی گزینند.»

به یاد می‌آورم رامین جهانبگلو، اندیشمند بزرگ معاصر ایرانی، در یکی از برنامه‌های تولیدی خود برای بی بی سی فارسی به درستی به این نکته تأکید داشت که دست‌یابی به علوم و فلسفه بدون تسلط بر زبان عهد قدیم آسان نخواهد بود. به نظر می‌آید دلالت الحائرین می‌تواند منبع مناسبی برای عمل به رهنمود جهانبگلو باشد. این اثر توانست با ارائۀ تفسیری معتبر از متن تورات پلی مستحکم برای گفتگویی بین گذشته و حال، برقرار کند.

به همراه این تفسیر زبان‌شناسانه، ابن مایمون، با ارائۀ شرحی واقعی از تمثیل‌های راز آمیز متن مقدس، هدف ثانویۀ خود را شکل می‌دهد. ابن مایمون در مقدمهء فصل اول می‌گوید: «این رساله در تشریح آن دسته از تمثیل‌های رمز آمیز کتب انبیا می‌کوشد که جنبۀ تمثیلی آن‌ها آشکار نیست و فرد ناآگاه و سطحی نگر، آن‌ها را به معنای لفظی و نه باطنی می‌گیرد.»

برساختن چنین عمارتی مرتفع از اندیشه، که جبروت آن بر تفکرات بسیاری از اندیشمندان سایه افکنده است، مقدر نمی‌شد مگر این که شالوده‌ای اساسی از آموزه‌های گذشتگان برای خود تدارک می‌دید. این اساس مستحکم را می‌توان در سراسر رسالۀ راهنمای سرگشتگان جستجو کرد. شارح کتاب به درستی به این نکته اشاره می‌کند که ابن مایمون با چه بصیرتی از روش‌های منطقی برای اثبات ادعاهای خود استفاده می‌کرده است. مثال‌های ارائه شده از سوی دقیقیان در شرحی بر دلالت الحائرین گویای همین نکات است: «او بی‌شک، سیاق نوشتاری دیالک تیک یا گفتگو در جمع استادان و شاگردان را که درمیان فیلسوفان یونان و حکیمان تلمودی رواج داشته، مناسب ترین چهارچوب را یافته بود.... ابن مایمون به استدلال، اثبات و مراحل منطقی اهمیت درجه اول می‌داد. از این رو مراحل دیالوگ یا دیالک تیک سقراطی، بهترین چهارچوب برای او بودند...... او به پیروی ازارسطو، نظریه‌های مخالفان را ابتدا به دقت خود آن‌ها درس می‌دهد( ص ۱۱۸).»

ابن مایمون درفصل دوم رساله، بخش ۱۵، این رهنمود ارسطو در "رسالۀ افلاک و جهان" را نقل می‌کند: "زیرا نظر ما بدون ذکر آراء مخالفان، از دید مخاطبان ما بیش از حد ضعیف خواهد آمد. فرد جویای حقیقت نباید با مخالفان خود برخورد دشمنانه کند، بلکه باید با آن‌ها دوستانه و عادلانه رفتار کند؛ مانند زمانی که درستی نظر کسی را مانند نظر خود ارج می‌گذارد. این در واقع روش بحث آدمانه است." با تکیه بر همین روش‌های مستحکم و خوانش نوین از این آرا، او توانسته در رسالۀ خود، برای زدودن دین یهود از جزم اندیشی، به مقابله با قرائیم یا معتقدان به تفسیر لفظی تورات برخیزد، هم چنان که پیشینیان او در مقابل سوفسطائیان ایستادند و منطق را در مقابل سفسطه قرار دادند.

مواجهۀ ابن مایمون و دستآورد جدل او در راهنمای سرگشتگان با متکلمین و قرائیم، تنها راه مدد رسانی وی به دین یهود نیست. تلاش اساسی دیگر ابن مایمون پالایش آموزه‌های یهود از خرافه‌های رایج و نزدیکی به یافته‌های علمی است که در این رساله به خوبی تجلی یافته است. این گرایش علمی و پرهیز از تحلیل صوری و ظاهری تورات، مقابلۀ جدی او با رشد روز افزون گرایشات غیر عقلانی در همۀ عرصه‌های دینی و در نزد تمام ادیان بود. همان دردی که به نوعی امروز در جهان شیوع یافته است. بلایی که عده‌ای به نام دین، خون بی گناهان را ریخته، افراد دگراندیش را به سیاه چال‌ها می‌سپارند و رواداری را فراموش می‌کنند. خواندن رسالۀ دلالت الحائرین به ما نشان خواهد داد که این رویۀ ناموجه در طول تاریخ تکرار شده است. اما همیشه بزرگانی چون ابن مایمون و ابن رشد به جنگ آن رفته و چوب تکفیر نیز خورده‌اند.

اهل دین بیش از آن چه در پیش آمد به ابن مایمون مدیون هستند. خوانندۀ علاقه مند به الهیات، در این اثر با نظریۀ ابن مایمون به نام "الهیات سلبیه" آشنا می‌شود. مفاهیم "حجاب" و "تدبیر" در فلسفۀ ابن مایمون برای این خوانندگان بسیار جذاب خواهد بود. شرح بدیع ابن مایمون پیرامون غایت نهایی انسان در "شباهت یافتن به خدا" از راه تقلید "جوهرۀ کارهای خدا" که "یکسره رحمت و بخشندگی" است، الهام بخش فیلسوفان موحد و انسان گرای دوران‌های بعد بوده است. نظریۀ منحصر به فرد دلالت الحائرین در زمینۀ "شر" و چیستی آن به عنوان "غیاب خیر" برای هر خوانندۀ فلسفه و الهیات پرکشش خواهد بود. دقیقیان معتقد است این نحوۀ تفکر ابن مایمون، بر پایۀ نظریه‌های "وحدت عقل" ابوبکر ابن الصائغ (ابن باجه) و "سیلان عقل الهی" فارابی شکل گرفته و سپس با دیدگاه بدیع او پرورده شده اشت. ناگفته نماند، که نگاه به "شر" به عنوان "غیاب خیر"، انقلابی در نگرش انسان به چگونگی مقابله با "شر" به شمار می‌رود. دقیقیان در شرح‌های پیشین خود در زمینۀ شر و به ویژه در شرح‌های خود بر مارتین بوبر و‌هانا آرنت و " چیستی شر" این نظریه را واشکافی و پیشینۀ آن را در دیدگاه ابن مایمون مشخص کرده است که خوانندگان می‌توانند این مقاله‌ها را در آرشیو صفحۀ "اندیشه" در وب سایت "ایران امروز" مرور کنند. دقیقیان نشان می‌دهد که هر قدر دیدگاه‌های متحجر، قائل به مبارزه با "شر" هستند، دیدگاه انسان گرا، از میان رفتن "شر" را تنها از راه "افزودن خیر" به فضای تهی "غیبت خیر" ممکن می‌داند.

مترجم در این رسالهء طولانی، با حواشی و پی نوشت‌های مفصل خود، اشاره‌های ناگشودۀ فیلسوف در زمینه‌های فلسفه، الهیات، تاریخ، هرمنوتیک و حتی زندگی و آثار فیلسوفان و دانشمندان نامبرده شده توسط ابن مایمون را برای هر خوانندۀ تازه وارد می‌شکافد. از این طریق به طیف وسیع تری از خوانندگان امکان مطالعۀ آن را می‌دهد.

مساعی ستودنی دقیقیان در ترجمۀ این رسالۀ ارزشمند به خودی خود کافی بود که ادعا کنیم در زمینۀ آشنایی فارسی زبانان با اندیشه‌های یکی از نوادر فلسفه، وی رسالت خود را به عنوان یک محقق به پایان رسانده است. اما روح جستجوگر این نویسنده و محقق فرهیخته، به این حد بسنده نکرد. او می‌دانست که خوانندۀ فارسی زبان نیاز به راهنمایی دارد تا برای درک این رسالۀ ارزشمند دچار سرگشتگی نشود. به باور دقیقیان، هیچ یک از سایر شرح‌های موجود در زبان‌های دیگر، پاسخگوی حساسیت‌های تحقیقی و روشنفکری خوانندۀ ایرانی در زمان کنونی نیست. همچنین او معفقد است در هیچ یک از آنهاحق پیش زمینۀ چند فرهنگی دوران ابن مایمون ادا نشده است. از این رو مترجم رساله دست به کار نوشتن شرحی مستقل شد. وی در توضیح علت نگارش این شرح یاداور می‌شود: «شرح دادن فیلسوفان برای مخاطبان فرهنگ‌های متفاوت، یک هستۀ جهانشمول دارد و در همان حال، دارای هستۀ خاصی است که به سلیقه‌ها و ارجحیت‌های فرهنگی، روشنفکری وعلاقه‌های تاریخی هر ملت در دوره‌ای خاص باز می‌گردد(ص۳۹).»

شرح ارزشمند دقیقیان بر راهنمای سرگشتگان با درکی درست از زمانه همراه است. او به مثابه روشنفکری متعهد دریافته است که چگونه قشری‌گرایی، بنیاد تمدن بشری را به خطر انداخته است. از این رو خالی کردن عرصۀ دینی را برای خشک‌اندیشان چندان خردمندانه ندانسته، به وظیفۀ قهری خود به عنوان انسانی فرهیخته عمل می‌کند. وی در چرایی انجام این امر خطیر در چنین شرائطی می‌گوید: «در دوران کنونی، به دلیل برآمد خوانش‌های قشری و خشونت‌گرا از ادیان که صلح و همزیستی جهانی را به خطر انداخته و ملت‌هایی را گرفتارحکومت‌های بنیادگرای دینی ساخته‌اند، مقولۀ تأویل متون مقدس از حساسیت خاصی برخوردار شده است. از این رو، هر شرح جدید بر دلالت الحائرین که در بخش اعظم خود به مقولۀ تأویل متون مقدس پرداخته، باید پاسخگوی این حساسیت‌ها باشد(ص۴۰).»

دقیقیان در عین حال زاویۀ دید تاریخی شرح خود را بر این اساس استوار می‌کند که دوران نوزایی صغیر از قرن هشتم تا دوازدهم میلادی در حوزۀ تمدن ایرانی، عرب و فرهنگ یهود شکل گرفت وحاصل تحقیقات علمی و تامل‌های فلسفی آن، دستمایۀ گذار اروپا از دوران تاریک قرون وسطی به رنسانس بزرگ شد. او این زمینۀ چند فرهنگی را، که حکیمان و دانشمندان ایرانی در آن نقش برجسته‌ای ایفا می‌کنند، می‌شکافد و سپس در سیر رویدادها نشان می‌دهد که چه عواملی، رنسانس صغیر را نافرجام گذاشت.

دقیقیان ضمن توضیح مبانی فلسفۀ حقوق ابن مایمون، تاریخچه‌ای روشنگر از منسوخ شدن این قوانین در میان یهودیان ارائه می‌دهد. لازم به ذکر است که این فیلسوف، مدافع تجدید نظرهای تلمود در قوانین تورات در زمینۀ اعدام، سنگسار و قصاص جسمانی بود. فلسفۀ حقوق ابن مایمون، الهام بخش حقوقدانان دوران روشنگری و فیلسوفانی چون جان لاک و تاماس‌هابس بوده است. جمله‌ای از این فیلسوف در رسالهء دیگر او به نام "دستورها" در بسیاری از متون حقوقی پیشرفته نقل شده است: «اگر هزار فرد مقصر تبرئه شوند، بهتر و رضایت بخش تراز آن است که یک فرد بیگناه محکوم به مرگ شود».

اشاراتی که در متن شرح، نسبت به تسلط ابن مایمون بر سایر دانش‌های عصر وی می‌شود، دست پخت دقیقیان را جذاب تر می‌کند. از جمله این که ابن مایمون یکی از سردمدان علم پزشکی زمان خود بوده است. محققان امروزی او را پایه گذار "شناخت درمانی" می‌دانند و اولین رسالۀ علمی دربارۀ افسردگی را متعلق به او می‌شمرند. ابن مایمون از جملۀ کسانی است که اعتقاد دارند سلامت روح در گرو سلامت جسم است. شاید از همین رو وی معتقد بود که دوام و ثبات جوامع وابسته به اجرای عدالت اجتماعی است که تمامی انسان‌ها را از شرایطی مناسب برای رشد جسمانی و معنوی برخوردار می‌کند.

دقیقیان با مکاتب گوناگون فلسفی آشنایی داشته، در این زمینه کارهای ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته است. وی با تکیه بر این دانش در زمان نوشتن این شرح، به خواننده این امکان را می‌دهد که با نحلۀ فکری ابن مایمون پیش از ورود به متن اصلی آشنا شوند. او در سه فصل اساسی "زبان، سبک و ساختار"، "رویکرد شناخت شناسی در دلالت الحائرین" و "هرمنوتیک و تأویل متن در دلالت الحائرین" به این وظیفۀ مهم عمل می‌کند. دقیقیان در عین حال، دیدگاه‌های خود را به عنوان یک شارح مستقل براین رساله ارائه می‌دهد و در مواردی نیز به تحلیل بینامتنی می‌پردازد؛ همچون تحلیل بینامتنی نظریۀ ابن مایمون پیرامون سامان‌های مدنی، کار نیک در دلالت الحائرین و اثر دیگر فیلسوف به نام میشنه توراه.

شارح ایرانی ابن مایمون، به درستی حدس زده است که خوانندۀ این رسالۀ قویم نیاز دارد که از ظرف زمانی و مکانی، پشتوانۀ فکری و نوع زندگی راقم رساله اطلاع داشته باشد، تا بتواند درک درستی از متن بیابد. از همین رو در فصول جداگانۀ "دوران تاریخی"، "زندگی"، "آثار" و "مناسبت با فیلسوفان پیشین و همزمان" به این امر روشنی افزا پرداخته، ارزش شرح خود را تا حد یک اثر تاریخی موجز و مفید افزایش داده است. اما نکتۀ مهمی که از نگاه وی مغفول نمانده است، همانا تأثیر و بازخورد این اثر در پهنۀ اجتماعی در عصر ابن مایمون و ادوار پس از وی است. فصل "جایگاه دلالت الحائرین در طیف میان الهیات خردگرا و حکمت قبالا" به کند و کاو در بخشی از تأثیر تاریخی این یادگار فرزانۀ قرن دوازده میلادی پرداخته است.

این شرح به همراه پیوست‌های خود، برای آن دسته از خوانندگان فارسی زبان که به هر دلیل قرابتی با متن‌های پیچیدۀ آکادمیک ندارند، این فرصت را فراهم می‌آورد که به شکلی ارگانیک و عمیق با این اثر جاودان ارتباط برقرار کنند.‌ای بسا که روانی و جذابیت شرح باعث شود تا خوانندگان بیشتری به سوی دلالت الحائرین جذب شوند. بخش انگلیسی این شرح که یک سوم مجلد ۴۱۰ صفحه‌ای "شرحی بر دلالت الحائرین" را تشکیل می‌دهد، فرصتی برای خوانندگان انگلیسی زبان تدارک می‌بیند که با شرح مستقل یک ایرانی از این فیلسوف آشنا شوند. شارح در بخش انگلیسی، فصولی از اثر خود را به زبان انگلیسی بازنویسی کرده است.

شیرین دخت دقیقیان با ارائۀ این کتاب به بازار بیش از پیش ارزش‌های وجودی خود را در میان نویسندگان، محققین و مترجمین به نمایش گذاشت. نویسنده‌ای که قبلاً با آثارتحقیقی چون "نقش پروتوتیب‌ها در آفرینش ادبی"، "نیایشگاه در تاریخ و فلسفۀ یهود"، "زنانه با پروین"،" تولستوی از دریچۀ یادها"، "شناخت شناسی اصلاحات"، و شرح‌ها و ترجمه‌های آثار رولان بارت از "جمله درجۀ صفر نوشتار"،" نقد و حقیقت و اسطوره امروز" توانایی‌های خود را به معرض قضاوت عمومی گذاشته بود. وی همچنین در سال‌های اخیر، با انتشار مقاله‌های خود در بخش اندیشۀ سایت ایران امروز و سایت سازمان‌های جبهۀ ملی آمریکا توانسته نظر خوانندگان علاقه‌مند به مطالب بنیادی و پایه‌ای را به خود جلب کند. بدون شک باید اذعان کرد که این اثر گرانبها اگر بیش از سایر آثار دقیقیان مورد توجه قرار نگیرد، کمتر از آنها مورد استقبال نخواهد بود.

مجموعۀ چهارجلدی دلالت الحائرین ، راهنمای سرگشتگان، مشتمل بر سه فصل رساله به زبان فارسی و شرح‌های فارسی و انگلیسی آن، با نقاشی‌های روی جلد، اثر کامران خاورانی، تا دهم اکتبر ۲۰۱۱ در کتاب فروشی‌های لس آنجلس در دسترس خوانندگان خواهد بود. همچنین، دریافت این مجموعه از طریق پست، با تماس با ایمیل و تلفن بنیاد ایرانی ‌هارامبام، ناشر اثر، امکان پذیر است. امید است علاقه مندان این اثر با دست یافتن به این مجموعۀ ارزشمند، جای خالی آن را درمیان کتاب‌های مرجع فلسفه، الهیات، هرمنوتیک، تاریخ اندیشه و زبان شناسی پرکنند. مجموعه‌ای که ارزش دارد بارها خوانده شود.

لس آنجلس
۲۲ سپتامبر ۲۰۱۱




.(JavaScript must be enabled to view this email address)
انتشارات بنیاد ایرانی‌هارامبام – چاپ آمریکا
در چهار جلد قطع وزیری– قیمت ۱۲۰ دلار
ISBN: 978-0-692-01519-3




نظر شما درباره این مقاله:


Iran Emrooz
(iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2017
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌گردند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.