|
مقالهها:
|
پنجشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ -
Thursday 2 September 2010
م.ج. البرز
فصل بیستم: انتقاد از خوش بینی فلسفی – ولتر
تاریخ اندیشه مدرن
ولتر نمایندۀ دگرگونی قرن هجدهم میلادی است. وی توجه اندکی را به الهیات مجرد معطوف نمود و تلاش برای فهم درد مشترک انسانیت و آسیب پذیری مشترک بشر را موضوع آثارش قرار داد. وی تا آخرعمر مبارز نبرد علیۀ رنجهای درمان پذیر باقی ماند: عدم تحمل دگراندیشان، بردگی، نفرین جنگهای دودمانی و تجاری، نابرابریهای حقوقی، شکنجه و بالاتر از همه تعصب و نفرت مذهبی.
مجید نفیسی
چهار نگاه به مرگ در ادبیات كهن فارسی
آن شب در دیماه ۱۳۶۰ وقتی كه من در سوگ از دست دادن عزت احساس ناتوانی و مرگ میكردم، نمیدانستم كه ناخواسته به باغی وارد شدهام كه بیش از هشتصد سال پیش یك شب سعدی بحرانزده در آن پا گذاشت و بر آن شد كه برای غلبه بر مرگ «گلستان»ی بیافریند كه گلهای آن هرگز نپژمرد.
م.ج. البرز
فصل نوزدهم: دیوید هیوم و شک در خوشبینی
تاریخ اندیشه مدرن
هیوم میگوید برای اینکه بفهمیم که این جهان آنی نیست که از خداوندی مهربان، قادر قدیر و بی نهایت و اکمل انتظار میرود، کافی است به بخش کودکان یک بیمارستان قدم بگذاریم. به رنجی که آن اطفال میبرند نگاه کنید و بگویید آیا میشود ادعا کرد: "آری، این همان وضعیتی است که من از علتی بی نهایت قدرتمند، خردمند و نیکو انتظار داشتم."
م.ج. البرز
فصل هیجده: انقلابی در اخلاق
تاریخ اندیشه مدرن
«ما این حقیقت را بدیهی می دانیم که خداوند به تمامی انسان ها برخی حقوق جدائی ناپذیر (محرومنشدني، لايتجزا) بخشیده است که از جمله حق تحصیل سعادت است. برای نیل به آن حقوق است که دولت ها در جوامع انسان ها پایه گذاری می شوند. به عبارت دیگر، می توان یک دولت و اعبتارش را از این طریق قضاوت کرد که آیا به ایجاد شرایطی که در آن انسان ها می توانند به سعادت برسند، نائل آمده است یا نه.»
ناصر کاخساز
افشرهها (۲)
هنوز هم فلسفه و، به بیان دیگر، ادبیات، جهان را تغییر میدهد. بدون فلسفه و ادبیات جهان بسیار موحشتر میبود. قدرت ادبیات در نشان دادن زشتیها به منظور دگرگونه شدن آنها، کم کم به اتیک بشر متمدن شکل داده است. هم خیام و حافظ جهان را تغییر دادهاند، و هم مارکس و سارتر و هابرماس.
دویچه وله / داود خدابخش
نگاهی به میراث فکری دکتر رضازاده ملک
فرهنگیان، دانشجویان و فعالان سیاسی دورهی انقلاب ۵۷ بیشک کتاب "حیدرخان عمواوغلی، چکیده انقلاب" را به یاد دارند. این کتاب تحقیقی در باره شوریدگی یک انقلابی است. دکنر رضازاده ملک برای انتشار آن میبایستی مدتها با اداره سانسور حکومت پهلوی دست و پنجه نرم میکرد. پرداختن به زندگی این انقلابی شورشی بیشک بیارتباط با گرایشهای سیاسی نویسندهی آن نبوده است.
ناصر کاخساز
فردوسی منتقد نه ناسیونالیست
در میان روشنفكران ایرانی علاقه به اسطورههای یونانی نسبت به اسطورههای ایرانی وشاهنامهی فردوسی بسیار فزونتر بوده است. درست است كه بخش بزرگی از اسطورههای آنتیك در یونان حامل دموكراسی است اما اسطورهی ایرانی بویژه هنگامی كه فردوسی راوی آن است نیز ژرف و بیمانند است.
شیریندخت دقیقیان
متافیزیک گفتمان
تجربهی سالهای اخیر جنبش مدنی در نبود آزادی بیان و اندیشه، انگارهای را در برابر ما قرار میدهد: در فاصلهی یک گفتمان فرسوده تا شکل گیری گفتمانی نو و کارآمد، گفتمانهای انتقالی با نیمه عمرهای کوتاه شکل میگیرند که جانشینی ناگهانی برای گفتمان فرسوده به شمار نمیروند. گفتمان انتقالی برخی از عناصر گفتمان مسلط را تغییر میدهد و برخی را دستکاری میکند.
سلامت کاظمی
اُتانازی و کورتاژ، حق انسان است!
اُتانازی و کورتاژ، حق انسان است! متولیان امور دینی باید به جای تاکید بی انعطاف و خشن بر "تکلیف"های خشک قدیمی، "حق" مردم را در متون رصد کنند و به جای تمرکز مصرانه روی بخشهای تیره و سیاه متون، به بخشهای خاکستری و سبز عنایت بیشتری نمایند! در غیر این صورت، بشریت معاصر، برای پاسخگویی به نیازها و مشکلات روز و انتخابهای آزاد خود، بیش از پیش به مذهب زمینی (حقوق بشر) روی خواهد آورد.
میرزاسن
«آنچه اینها میكنند»
«از درون هیچ انقلابی آزادی و عدالت بیرون نیامده است، انقلابها شبیه جنگهای داخلی میمانند كه اگر گروهی به گروهی دیگر پیروز شوند، آن گروه شكست خورده را سركوب خواهند كرد و سپس هر كس كه منتقد یا مخالفشان باشد، آنان را نیز سركوب خواهند كرد تا از بین بروند زیرا كه همراه انقلاب نه عدالتی پدید میآید و نیز امكان ظهور آزادی، بخصوص آنكه رهبران آن انقلاب اگر آقایان روحانیون باشند و سپاه آن انقلاب مردم مسلمان ایران، آنگاه بدترین انقلاب جهان روی خواهد داد.»
شهلا باورصاد
ایدئولوژی، مطلقگرائی و توتالیتاریسم
حکومت دموکراتیک و عملکرد آن در این است که به انواع و اقسام گرایشها، حتا بنیادگرا و فاشیست، اجازهی خودنمایی بدهد، درصورتیکه این گروهها حقوق دیگران را خدشهدار نکنند. بیشک این گروهها مجبوراند خودشان را در یک حکومت دموکراتیک دوباره تعریف کنند، اما به هر حال قرار نیست یک حکومت یا حزب به بهانهی عمل به دموکراسی گروههای حتا غیردموکراتیک را محدود کند.
|
آرشيو انديشه
|